شاهرخ استخری

استار من

پناه استخری

سلام دوستان!!17مرداد ینی پس فردا تولد پناه جون دخترشاهرخ جونه شاهرخ جون تولد کوچولووووت مبارک!!پناه جون ایشالله 120ساله شی عزیزم<3<3<3
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت   توسط آیدا  | 

شاهرخ

شاهرخ2ساله زن داره ی دخترم ب اسم پناه داره ک چنماهش این ک توسریالی ب نام اوای باران(لیموزین)هست دروغه...دوستان اسم زنشونمیدونم فقط میدونم اسم بچش پناه استخری هست. براخوشبختیشون دعاکنیدهمینه ک هس ایشونم حق زندگی دارن منم ناراحت شدم اما خوب چیزیه ک شده اپا نبایدپنهون میکردن
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت   توسط آیدا  | 

دوست عزیزی ک بااسمsahelنظر دادی.بله متاهل هستن.تووب رسمیشون نوشته شده گلم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت   توسط آیدا  | 

تولدخودشو وبم باکلی تاخیرمبارررررک:-*:-*:-*

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت   توسط آیدا  | 

شاهرخ استخری2سالی هست کمتاهل هستش دوستان عزیزم(بوووووووش)

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت   توسط آیدا  | 

بیمارستان اصفهان اطلاع دادقرص هایجدیداستامینوفون رانخوریدچون پشتش نوشته دگلوفین وپساز72ساعت مرگ اوره


+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1392ساعت   توسط آیدا  | 

حالم خوب نیست اصلا خوب نیستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392ساعت   توسط آیدا  | 

خداحافظ

هرچی اپ میکنم این بلاگ فا ثبت نمیکنهاینوبلاگ اپ نمیشه اما از طریق نظر باهاتون در ارتباطم.به این وبلاگم سر بزنیدwww.shahrokh714.blogfa.comنظرای شخصیتونو همینجا بگین.مریم ایشا... به مهدی برسی اما چرا دیگه پیشم نمیای///دوستتون دارم.نظر برام بزارینبابای عزیزانم
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت   توسط آیدا  | 

بابای

دوستان گلم لام فکرنکنم این وبلاگ دیگه اپ بشهولی همچنان از طریق نظر باهاتون در ارتباط میمونم.میتونین به اون وبلاگمwww.shahrokh714.blogfa.comکه با دوست گلم ساناز جون اداره میکنم بریدذرضمن اونایی که کارهای شخصی دارن همینجا کامنت بزارن.دوستتون دارم.مریم جونم دعا میکنم به مهدیت برسی.چن وقته فراموشم کردیامن عاشق این شکلکام
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت   توسط آیدا  | 

الان دیگه برگشتم

سلام بچه ها شاید من تا یه مدت نتونم بیام وب

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1391ساعت   توسط آیدا  | 

شب یلدا مبارک

انصاف نیست
که دنیا انقدر کوچیک باشد
که ادم های تکراری را روزی صد بار ببینی
و انقدر بزرگ باشد
که نتوانی ان کس که دلت میخواهد
حتی یک بار نبینی{منبع<وبلاگ داداش محمد>}
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاش حداقل جوانمردی میکردی،

و
مهربانی ام را بهانه ی رفتنت نمیکردی!

تا من مجبور نشوم هر روز
سنگ را نشان دلم بدهم

و بگویم اگر مثل این بودی او نمیرفت....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می گویند دل به دل راه داره....
چرا پس
وقتی دلم شکست...
دلش نشکست؟؟؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
شب یلداتون مبارک دوستان گلم مخصوصا دوستان ویژه{مارال جونم.ستاره جونم.فوژان جونم.نازنین جونم.مروا جونم.داداش گلم اقا حسن و خیلی ها که شاید از قلم افتادن...}{شاهرخ جونم یلدات مبارک ایشا... باهم شب یلدا رو جشن بگیریم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت   توسط آیدا  | 

به سلامتی اون پسری که.....

سلام دوستان یه خبر ساعت یک و نیم یا یک و چهل و پنج دقیقه از شبکه افلاک هر روز دلنوازان میده.البته شبا هم میده ولی من نمیدونم ساعت چند........

دوستون دارممممممممممممممم

پسری که فراری شده بود یک ماه رفت خونه دوستش موند...

یک روز رفت سر کوچه...

یه دختر از پیشش رد شد...

پسره بهش تیکه انداخت..

بعد یکی اغومد بهش گفت خجالت بکش اونی که بهش تیکه انداختی

خواهر همونی است که یک ماه به تو پناه داد...

پسره میره خونه به دوستش میگه

من به خواهرت تیکه انداختم ولی نمیدونستم خواهرته ببخشید...

دوستش که داشت مشروب میخورد گفت

به سلامتی اون رفبقب که یک ماهه خونمه ولی خواهرمو نشناخت....

اورین به این پسرا.به سلامتیشون

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت   توسط آیدا  | 

مروا جونممممممم

سلام دوستان خوفین؟؟؟؟؟

این پست تقدیم به دوست عزیزم مروا هست که خیلی دوسش دارم با اینکه........خودش میدونه.

{مرا این گونه باور کن.....کمی تنها.خسته.کمی از یادها رفته....خداهم کرده ترک ما خدا دیگر کجا رفته...؟نمیدانم مرا ایا گناهی هست...؟؟؟

که شاید هم به جرم ان.غریبی و جدایی هست...؟؟؟؟}

{زندگی چیست؟اگر خنده است چرا گریه میکنیم؟اگر گریه است چرا خنده میکنیم؟اگر مرگ است چرا زندگی میکنیم؟اگر زندگی است چرا میمیریم؟اگر عشق است چرا به ان نمیرسیم؟اگر عشق نیست چرا عاشقیم؟؟؟؟؟}

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی را حک نکن.

                        به این که من دوست دارم حتی یه لحضه شک نکن

مروا جونم دوست دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت   توسط آیدا  | 

حدس بزن

___‡8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†8¶¶¶8‡‡††††††††††††††††††
___†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†‡¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†
____‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡888‡‡‡‡‡‡
____‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡8¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
_____†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡8‡‡‡88‡‡‡‡‡88‡‡‡‡‡‡¶¶¶¶¶¶¶8‡†
____††‡‡‡88888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡88‡8888‡‡8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8†††
____‡¶¶¶¶¶¶¶888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡888¶¶¶8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡†††
___†¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡†††‡‡‡88¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8¶¶‡‡†‡††††
____8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡†††††††‡88¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡††††††
____†¶¶888888¶¶¶¶8††††††††††‡‡‡‡†888‡‡‡‡‡‡†‡††††††††
_____‡¶8888888¶¶¶¶†††††††††‡††††‡†‡‡‡†‡†††††††‡†††††
_______¶¶¶888¶¶¶¶¶‡††††††‡††††††††††††††††††††††††††
________¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡††††††††††††††††‡‡‡‡†††††††††††††
_________¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡††††††††††††‡‡‡‡‡‡†††††††††††
__________8¶¶¶¶88‡†††††‡‡‡†††††††††‡‡‡‡‡‡†††††††††††
___________¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡††††††††‡‡‡‡‡‡‡‡††††††††††
___________‡‡‡‡‡‡††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††‡††
___________‡††‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡††††
___________‡†‡‡‡‡†‡‡‡††††‡‡†††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††
___________‡‡‡‡‡‡8‡8‡8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡††
___________‡‡‡8888¶8¶¶‡¶¶¶‡†‡88‡‡†††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
___________‡88888¶¶¶¶¶¶¶¶88‡‡‡‡††‡†‡‡††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
___________‡8¶88¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡†††‡††‡††‡‡††8¶88‡‡‡‡‡
____________‡¶¶8¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡†††‡†††††††††‡‡‡¶¶¶88‡‡
_____________†¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡‡‡†‡8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶†‡‡‡‡
_______________¶¶¶¶¶¶¶¶‡¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶888‡††8‡88†††‡‡‡‡
________________†¶¶¶¶¶8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡‡††‡‡88‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡
___________________¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡8888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
____________________‡¶¶¶¶¶¶†8‡‡88‡8888888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
_____________________†8¶¶¶¶88888¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††
______________________†‡¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶888‡‡‡‡‡‡‡8888

اگه گفتی این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوچ اصرار نکن نمیگم خودت حدس بزن و بهم بگو

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1391ساعت   توسط آیدا  | 

تسلیت

ایام سوگواری محرم را تسلیت میگم

عکس های مذهبی مخصوص محرم | irannaz.com

اهنگ وبمو تقدیم میکنم به دوست عزیزم {پردیس}که عاشق خوانندشه

من دوسش ندارم ها

و تقدیم به همه ی عاشقای دنیا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

موقع خداحافظی

 چـرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی:
نــــذار برم
یعنـــــــی بــرم گــــردون
سفــــت بغلـــــم کـــن.. ... ...
ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و
بگــــــو :
خداحافــــظ و زهــــر مـــار
بیخــــــود کــــردی میگی خداحافـــــظ
مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!
مــــــگه الکیــــــــه!!!

ولی همیشه با یک ذوقی میگن به سلامت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

برای عشق

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش...


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

درس درس درس

سلام چطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا خیلی زیاده ...............

برای همین از هر فرصتی برای اومدن استفاده میکنم

ولی برای نظر خیلی زود زود میام

نظر برام خیلی ارزش دارههههههههههههههههههههههههههههههههه

وهمیشه منتظرشم

در وبلاکم همیشه به روی نظرات بازه

فعلا بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

دوست ندارم برم

خدا نگهدارتون

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

خبر خبر خبر قشنگ

سکوت کـهـ کردم...

گفتی خداحافظ...

فقط میشود دیگر سکوتم را معنی نکنی؟
 
اگر معنی اش را میفهمیدی که کارمان به خداحافظی نمیکشید...

شاهرخ جون داره تو تله فیلمی به نام {سوگند}بازی میکنه اخ جونننننننننننننننن

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

پدرم

سکوت جنگل را با دویدنم بهم زدم، فقط صدای حیوانات را می شنیدم، فهمش خیلی سخت بود نمی توانستم باور کنم، بعد از این همه سال زندگی، سخت بود، مدام با درختها برخورد میکردم و به زمین می افتادم، ترس همه ی وجودم را فرا گرفته بود اصلا نمی توانستم با خودم کنار بیایم تا این موضوع را فراموش کنم و به حالت عادی زندگی خودم برگردم بعد از ان حادثه ی وحشتناک یعنی تصادف من و خانواده ام با تریلی وبعدش هم که.. . وقتی ان حادثه ی وحشتناک برایم اتفاق افتاد که یک دانش اموز بودم، مقطع راهنمایی یقین داشتم که هیچ وقت نمی توانم به حالت عادی زندگی خودم برگردم، صدای پدرم را شنیدم به این طرف و ان طرف می دویدم تا مرا پیدا نکند فکر میکردم که اگر خودم را بکشم بهتر از ان است که فقط صدای مردم را بشنوم تا اینکه بتوان اینطور زندگی کنم، صدای حیوانات مرا به وحشت می انداخت، برای یک لحظه فقط برای یک لحظه ایستادم تا به حرفهایی که پدرم به من میزد گوش کنم نمی دانم کجا بودم، صدایش قطع نمیشد مدام تکرار میکرد خوب میشوی، چیزی نیست دکترها مداوایت میکنند اما من در هر صورت تصمیمم را گرفته بودم یا غذای حیوانات درنده ی اینجا میشدم و یا جنازه ی مرا بعد از چند روز پایین دره پیدا میکردند. در هین فکر بودم که ناگهان صدای عجیبی شنیدم مثل صدای یک نوزاد بود، نا خدا گاه همه چیز برای باری دیگر در ذهنم تداعی شد، می خواستم همه چیز را فراموش کنم اما با شنیدن صدای این گربه همه چبز را به خاطر اوردم، یاد برادر کوچکترم افتادم، خیلی بهم وابسته است هم چنین برای یک لحظه می خواستم که برگردم  اما وقتی دوباره این موضوع را به خاطر اوردم دلم برای خودم سوخت، این صدا را دوباره شنیدم، باز هم، تا اینکه موجود عجیبی به پاهایم برخورد کرد اول ترسیدم اما بهدش فهمیدم که همون گربه است در حالت خمیده بودم که لمسش کردم، بغلش کردم مثل برادم خیلی کوچک بود. پدرم، مادرم و برادرم زندگی من بودند عاشق انها بودم نمیدانم در ان حادثه ی وحشتناک چه به روز انها امده بود، شاید، نمیدانم در حال خودم بودم که ناگهان یادم امد که این حیوان را در دستانم میفشارم پس رهایش کردم و دیگر صدایش را نشنیدم جز صدای یه مرد اشنا که پدر م بود، ترسیده بودم، فکر اینکه همیشه در شب و روز من باید در شب باشم ازارم میداد، بدون اینکه حتی اراده کنم در حالی که بغض گلویم را گرفته بود پدرم را صدا زدم، دوست داشتم با دستانم که سرشار از درد از درد چوب و سنگ بود چشمانم را از حدقه بیرون بکشم تا راحت شوم، صورتم را لمس کرد، پدرم بود دنیای من.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

تو که باور نمیکنی حرفم را.

تو که باور نمیکنی حرفم را.پس بگذار به بقیه بگویم چقدر عاشقانه های من وتو سنگین شده....         گاهی انقدر دلم میخواهد بگویم دوستت دارم که ساکت میشوم....        ساکت میشوم و تو هی خیال میکنی در ناکجا اباد دنیای خودم دارم هوای خیانت میچینم....     تو که باور نمیکنی پس بگذار به بقیه بگویم....    همیشه میان سکوت هایت...بیداری ام را کابوس "خدافظ برای همیشه" میبینم...       ...    اگه هنوز باورم داری.... دیگه نه تو

باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

داداشم یا دوست پسرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام چطورین خوبین؟ چطورین؟من که مثل همیشه دلم پره از این روزگار

ساکت بهم نخندین خوب دلم پره دیگه

اماده شو واسه یه مکالمه

ناشناس اول:

ناشناس:سلام خوشگله دوست پسر داری؟

دختر:بله شما؟

ناشناس:من داداشتم بزار بیام خونه حسابتو میرسم

ناشناس بعدی......

ناشناس:دوست ژسر داری خوشگله؟

دختر:نه نه اصلا

ناشناس:من دوست پسرتم واقعا که......

دختر:عزیزم من فکر کردم داداشمه ببخشید.............

ناشناس:خوب داداشتم دیگه بزار بیام خونه من میدونم و تو........

امان از دسته داداشا دخترا نفس نمیتونن بکشن

باییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

وقت

سلام خوشگلا

من نظر میخوامپ نظر ها کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب بچه ها شاهرخ نظرمو برای ۱۵ بار تایید کردخیلی خوشحالم

دوستون دارماما کلاس دارممممممممممممم

ولی باز میام عزیزاااااااااااااااااا

اخ خیلی دوستتون دارم بازم فکر کنمبیاممممممممممممممم

میگم.نه نمیگم وقت ندارم باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

دلتنگی و شکایت

سلام من خودم حالم خوب نیست دلم واسه شاهرخ تنگه و قلبم براش شکستهه.

بعد شما هم نظر نمیزارین ادم ناامید میشههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

من به نظر های شخصی جواب نمیدم شما هم ازم سوال های شخصی نپرسین که اصلا نظراتون تایید نمیشه.درمورد وبم واسم کامنت بزارین دوستان

خوب بچه ها اصلا حالم خوب نیست ولی عیده دیگه عیدتون مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

یک رزومه

متولد ۱۳۵۹

شاهرخ استخری جوان بسیار مستعد که به تازگی وارد عرصه ی هنر و بازیگری شده و به گفته ی خودش الف بای بازیگری رو خیلی خوب و نزد اساتید بزرگی اموخته……….جوانی با انگیزه دوست داشتنی و مودب که از گفت و گو با او بسیار لذت بردیم…………..

 

بخوانیم مصاحبه با شاهرخ استخری محمد امیر (مثل هیچکس)…………..

 

از یک رزومه شروع کنیم:

 

-اولین کارم در عرصه ی بازیگری یک نقش کوچکی بود در تئاتر اسب های اقای محمد رحمانیان که سال ۸۱-۸۲ بازی کردم بعد یک دوره ی بازیگری هم دیدم زیر نظر خانم نصیرپور و اقای پیام دهکردی و اقای هدایت هاشمی که هم در دوره ی مقدماتی و هم در دوره ی پیشرفته شرکت کردم و ۵ تا کار کوتاه هم بازی کردم که بعضی هاشون برای جشنواره ها بود و زیاد هم مهم نبودند ولی اولین کار بلند تصویری م هم تلخون بود که نقش اصلی رو بازی میکردیم با سیاوش خیرابی و مجید سالم که دوست دارم اسمش رو ببرم و امیدوارم موفق تر بشه و بعد از اون هم خود اقای امینی من رو به اقای مقدم برای فیلم پریدخت معرفی کردند

 

رشته ی تحصیلی ت چیه؟
-مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها و سیستم ورودی ۷۸
مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها وسیستم چه ربطی داره به بازیگری؟
-هیچ ربطی نداره……تقریبا” سال اخر دانشگاه بودم که کار تئاتر اسب ها رو بازی کردم

 

از قبل علاقه داشتی؟
-از بچگی ولی یادمه روم نمیشد بروم جلوی دوربین
اقای امینی چی توی شما دیدند که برای اولین حضورتون یکی از نقشهای اصلی رو بهتون پیشنهاد دادند؟

 

-اقای امینی یک شخصیه که واقعا” دغدغه ی معرفی بازیگر داره من میتوانم یک لیست بلند بالا از بازیگر تا عوامل پشت صحنه نام ببرم که اقای امینی برای  اولین بار معرفی شون کرده.

اولین جرقه برای بازیگر کی در ذهنتون زده شد؟
-به دلیل حساسیت خانواده ام به تحصیل سال اخر بود که چند اموزشگاه رفتم برای ثبت نام بازیگری و حداقل کاری که میتونستم انجام بدهم این بود که یک دوره ی اموزشی ببینم و اینکه با یک سری جوون در یک موسسه باشی و بین اون همه جوون مستعد بازی کنی و با اونها تمرین میکنی

 

چرا از بین اون همه جوون شاهرخ استخری شد؟

-خیلی ها هم شدند ولی خیلی هایی که نشدند امیدوارم بشوند چون ما دیدیم که چه استعدادهایی دارند ولی خودم واقعا” نمیدونم شاید خدا خواسته من تو این زمان وارد این عرصه بشوم نه شش سال قبل و چقدر خوب

اگه پدرتون به درس خواندنتون علاقه داشت چرا نرفتید دنبال تحصیلات رشته ی هنر؟
-اتفاقا” رفتم برای فوق لیسانس رشته ی هنر رو امتحان دادم ولی رتبه ام شد ۴۰۰ و نتونستم چون نخواندم………….

 -----------------------------------

از مدرسه میام خونه مادرم میگه اومدی؟

میگم پ ن پ توراهم هنو نرسیدم

باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

مردم از دلتنگی و انتظار

سلام مردم از دلتنگی و انتظار. شاهرخخخخخخخخخخخخخخخخخ دوستت دارم چرا نمیفهمی عزیزم.......... من به کی بگم اخه کسی کمکم میکنه؟چرا بهش نمیرسم.من براش میمیرم اما اون منو نمیشناسه اخه چرا؟؟؟؟؟؟ هرموقع اینو میگم قلبم تیر میکشه.خجالت میکشم به همه بگم عشقم منو نمیشناسه ولی باز ازش دل نمیکنم.خدایاازت خواهش میکنم منو به عشقم برسون.من میمیرم برای این پسر و براش جونمو میدم

بای تا اپ بعدی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

خبر خبر

سلام دوستان گلممممممممممممممممم ممنون از نظر های قشنگتون

امروز داشتم وب گردی میکردم که چشم به یه عکس خیلی قشنگگگگگگگگگگگگگگگگگ افتاد گفتم اینجا بزارم تا شما ببینید راستی این عکسو از وب هلیا جون ورداشتم

این عکس دیگه قدیمیه اید خیلی جاها دیده باشید

میخوام عکس های فیلم برگشت ناپذیر رو بزارم

اخه بمیرم واسه دستت کی زد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لبته این برای خیلی وقت پیشه ولی هنوزم یکی از پربازدید ترین عکسای گوگله

بعضیا میگن این عکس متعلق به شاهرخ جونه البته جوونیاش.که نیست و میگن اون دختره دوست دخترشه که نیست.

پس چرا مردم اینقدر شایعه میسازن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اخه پست بودن در این حد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که برای یه بازیگر معروفففففففففف یه همچین شایعه ای بسازند؟؟؟؟؟

من که از درون و برون اتیش گرفتم و سوختم..................................واقعا کهههههههههههه

اخه کجاش شبیه شاهرخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من که جا خوردم

ای جانمممممممممممممممممم

اینم عکس از خونه شاهرخ استخریییییییییییییی

آپارتمان شخصی شاهرخ استخری

تابلویی که مادرش کشیده و به دیوار خونش زده شایدم شایعه باشه نمیدونمممممممممممم

اینم یه عکس گوگولی از بچه گیش خدا چقدر خوشگلهههههههههههههههههه

فعلا بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

من امروزو دوست دارم

سلام دوستان خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز الکی الکی خیلی خیلی شادمممممم

برای همین میخوام با یک مطلب از دکتر شریعتی کارمو شروع کنم

دنیا را بد ساخته اند

کسی را که دوست داری،

تو را دوست نمیدارد.

کسی که تورا دوست دارد تو دوستش نمیداری.

اما کسی که تو

دوستش داری و اوهم تورا دوست دارد

به رسم ایین هرگز به هم نمیرسند

دکتر شریعتی                              

شاهرخ خدا تو را برای عاشقانه زیستن

به من نداد ..............

برای شاعرانه زیستن ز من گرفت...........

ایدا                                                                                 

 

دوستان منو دوستانم برای اون بازیگر های که دوست داریم اسم رمزی گذاشتیم

شاهرخ استخری{شهلا}عاشقشمممممم

سیاوش خیرابی{صبا}داداشمه

مهرداد صدیقیان{مداد}حالم ازش بهم میخوره

محسن افشانی{مونا}ازش خوشم نمیاددددددد

نیما شاهرخ شاهی{مینا}بد نیستا ولی من ازش خوشم نمیاد

حالا بقیه بماند الان یادم نمیادشرمنده

بای تا اپ بعدیبای تا اپ بعدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

مصاحبه با شاهرخ استخری

سلام دوستان گلم امروز با یه مصاحبه با شاهرخ اومدم بریم سراغ مصاحبه

. اول از همه درباره وبلاگ ها وسایت هایی که این روزها برای شاهرخ استخری درست کردن صحبت میکنم.نظرت در این مورد چیه؟

طبیعتا از دست کسانی که به جای من وبلاگ درست میکنن وبه جای من نظر میدن یا به نحوی دیگران را سرکار میزارن خیلی ناراحتم،آخه این چه کاریه ،به نظر من این فقط خراب کردن وجه بازیگره مثل همین وبلاگی که خیلی شایع شده من اونو اداره میکنم ، همین جا باید بگم من هیچ وبلاگی رو اداره نمیکنمومدیر هیچ وبلاگی نیستم.

واما در رابطه با کسانی که وبلاگ درست میکنن ولی کسی که اون وبلاگ رو مدیریتش میکنه شاهرخ استخری نیست .من از تمام کسانی که ان قدر به من ارادت دارن تشکرمیکنم ،ولی توقع دارم مطالبی در رابطه با کار من در وبلاگشون بزارن،تا مردمی که چیزی نمیدونن آگاه شن ،نه این که مسائل وجزئیاتی دیگر در اون بروزپیدا کنه،ولی در هر صورت از تمام هوادارانم تشکر میکنم.

2.از مطبوعات چقدر راضی هستی؟

یه سری از مطبوعات واقعا عالی هستن مثل مجله ی سروش. که همین دسته مطبوعات که شایعه نمینویسن یا دشمنی با یه بازیگر ندارن میتونن به نحوی باعث پیشرفت یه بازیگرباشن ولی گاهی اوقات یه سری از همین نشریات هم میتونن باعث زیر سوال رفتن شخصیت بازیگرشن. باید همین جا بگم که واقعا از دست مطبوعات دلخورم ،از دست حرفهایی که از طرف من نوشتن در حالیکه من نگفتم،از دست عکس هایی که صورت من روی بدن فرد دیگری مونتاژ شده... این کار اشتباهه اولین بار که با این صحنه مواجه شدم زمانی اتفاق افتاد که دلنوازان رو آنتن بود و به دست من مجله ای رسید که سر من روی بدن شخص دیگه ای گذاشته شده بود ویا حتی تصویر من روی جلد مجله ها یی بود که اصلا من با اون ها مصاحبه ای نداشتم ویه دفعه هم جدولی به دستم رسید که درباره من بود من خودم نتونستم حلش کنم وای به حال مردم..........،شایعه ازدواج من و خیلی از شایعه هایی که نگم بهتره .باید بگم که این جور کارها واقعا منو خورد میکنه

3.به سال 91 نزدیک میشیم آرزویی که داری چیه؟

آرزوی سلامتی برای تمام مردم هم وطنم و رسیدنشون به تمام آرزوهایی که دارن مخصوصا خودم.

4.عیدی هم شده به کسی بدی؟

آره ،به کوچیکتر های فامیل

5.خودت چی، عیدی میگیری؟

چرانگیرم؟!

6.یه سوال از دست من که ناراحت نیستی برات وبلاگ درست کردم؟

نه برای چی باید ناراحت باشم ،وبلاگی که درست کردی دروغی در رابطه بامن توش نوشته نشده که منو ناراحت کنه؟

7.فکر میکنم امسال سال خوبی برات بود؟

چه طور؟

-آخه 3،4 تا کار سینمایی داشتی؟!

خب از اون لحاظ آره سال شروع فعالیت من در عرصه سینما بود

8.یعنی از جهات دیگه برات سال خوبی نبود؟

-(باخنده)بیخیال

9. ساعت شلوغیت عالی بود و مورد توجه عموم مردم قرار گرفت فکر کنم خبر هم داشته باشی تا به حال 26 میلیون فروش داشته من که دوبار تو سینما دیدم.

مگه میشه خبر نداشته باشم (باخنده).آره خوشبختانه با استقبال خوبی روبه رو شد .

10.میدونی به نظرم پسر خوشبختی هستی؟

چرا؟!

-خب برای این که از نعمت عظیم سربازی معاف شدی(باخنده)

-آره ،خداروشکر(باخنده) ولی خب دوماه خدمت داشتم برای انجام عملیات اموزشی

11.میشه در رابطه با تاریخ تولدت صحبت کنی؟بالاخره متولد 60 یا59

-من تو شناسنامه متولد28/6/60هستم ولی اگه بخوایم بگیم واقعا متولد چه روزی وچه سالی هستم 14/7/ 59.تو تمام مصاحبه هایی که میکنم همون تاریخ اصلیم رو میگم برای همین مردم زیاد با تاریخ تولد تو شناسنامه ام آشناییت ندارن.

12.سوال دیگه ای که دارم اینه که خونه شاهرخ استخری در سال 89-88 زعفرانیه خ آصف بوده دیگه؟

آره

- چرا صاحبخونه شاهرخ استخری، آقای ممیزی با شاهرخ دشمنی داشت؟

نه دشمنی نداشت

-آخه من شنیده بودم از ایشون که دخترهایی با آقای پندار اکبری وارد خونه شاهرخ استخری میشدن؟

جز خواهرانم ومادرم ویا در مجموع خانواده ام وهمین طور دوستانم(پسر)،کس دیگه ای به خونه من نمیومد.اگه هم ایشون یه همچین حرفی در رابطه بامن زده ،نمیدونم چه غرضی داشتن ولی هر چی بوده دروغه.

13.شاهرخ استخری تا حالا دوستی که پسر نباشه داشته؟(صرفا این سوال رو به خاطر پرسش های دوستان کردم)

نه،من هیچوقت کاری نمیکنم که پیش خدا شرمنده وبندگانش از دست من ناراحت شن،چون اصلا دوست ندارم وجه ای که به این سختی به دستش اوردمو خراب کنم.

14.فکر میکنم شاهرخ عیدیش رو به مردم داد و مردم هم به شاهرخ عیدی دادن این طور نیست؟

منظور؟

-منظورم کارهایی بود که تمام ما مردم شاهد اون ها بودیم.

آره ،که این هم از لطف خداوند و مردم است

15.به این اعتقاد داری که مغروری؟

نه، من اصلامغرور نیستم ولی اینو قبول دارم که زود عصبانی میشم.

16.یه بازیگر چه وقت تو چشمه؟

ببین موقعی که فیلم یه بازیگر رو آنتنه یا درحال پخش رو پرده سینماست خب صدر صد بیشتر تو چشمه ،اصلا من خودمو مثال میزنم ،موقعی که فیلم من رو آنتن درحال پخشه انواع نشریات میخوان بامن مصاحبه کنن ،یا حتی مردم به سمت من میانو میگن امضاء بده

یه جورایی این عوامل بازیگرو موقعی که ناراحته خونه نشین میکنه ،ولی اونوقت که از بورس بیرون بیایی ویکی دیگه جاتو بگیره ،دیگه کمتر کسی طرفت می یاد .

-خب چرا باید یه بازیگر تو موقع ناراحتیش خونه نشین شه؟

یه دفعه خیلی ناراحت بودم که همین مسئله هم باعث شد من از خونه نتونم دربیام بیرون چون اگه با اون حال و وضع میرفتم بیرون ویه دفعه یه بچه جلوم با ذوق وشوق درمیومد که بهم بگه شاهرخ امضاءبده شاید بخاطر حالات روحی که اون زمان دارم نتونم با اون بچه ارتباط خوبی برقرار کنم وهمین موضوع باعث بشه که اون بچه از من زده شه، پس بمونم خونه بهتره(باخنده).

17.تا حالا شده سر یه فیلمبرداری که هستی عده زیادی به طرفت برای گرفتن امضاء یا پرسیدن سوال بیان؟

آره،مثلا یادمه که با گروه برای گرفتن سکانسهایی برای سریال فاصله ها، به امامزاده عینعلی زینعلی رفته بودیم،من در حال دورخونی فیلنامه بودم وداشتم با آقای سهیلی زاده صحبت میکردم که دیدم یه دفعه صدای جیغ اومد ومن ترسیدم و سرمو که بالا گرفتم تا ببینم چی شده دیدم سیل عظیم دخترهای 13،14ساله که مانتوهای طوسی پوشیده بودن به طرفم داره میاد که من به آقای سهیلی زاده گفتم :برمیگردم.بعد فوری از اون نقطه دور شدم و به طرف دیگه ی امامزاده رفتم که دیدم یه سری دیگه دارن از اون طرف میان (باخنده) خلاصه یه جورایی منو قیچی کردن .ومن حدود یک ربع مشغول امضاء دادن بودم....

-چه جالب (باخنده)پس حسابی خستت کردن؟

خیلی ،با اخم وعصبانیت هم بهشون امضاء دادم چون سر فیلمبرداری اومده بودن سراغم و ولمم نمیکردن( باخنده) آخر آقای سهیلی زاده نجاتم دادن.

18.ازشاهرخ تو ماه محرم خبری نیست؟

خب من بیشتر ترجیح میدم تو خونه خودم یا توخونه مادر و پدرم باشم چون بیشتر آرامش دارم و بهتر میتونم عزاداری امام حسین رو کنم ولی اگه بیام بیرون هیچی از عزاداری نمی فهمم ولی این طور نیست که اصلا نیام.

19.سفره هفت سین بلدی بندازی؟

آره ولی نه اون قدر تجملی و حرفه ای

20.چه غذا هایی بلدی درست کنی؟

کباب تابه – مرغ- انواع غذا با تخم مرغ

-پس یادم باشه کباب تابتو بخورم ،چون خیلی دوست دارم.

چشم حتما

21.حرف آخر؟

امیدوارم سال خوبی رو همه مردم آغاز کنن وسال اژدها سال خوبی باشه و پیشاپیش عید رو تبریک میگم .

با تشکر از توجه شما


اینم مصاحبه با شاهرخ استخری امیدوارم لذت برده باشید


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1391ساعت   توسط آیدا  | 

شرمنده

سلام گلا چطورین ببخشید این روزا سرم شلوغه وقت نمیکردم اپ کنم شرمنده الانم چیز خاصی به جز این که از ساعت شلوغی در شهرستان ها استقبال شدیدی شد و اینکه شاهرخووووووووووووووووو فوق العاده دوست دارمممممممممممممممممممممممم ندارم عزیزانم ممنون که به حرفام گوش دادید


اخه شما بگید این عاشق شدن نداره؟


الهیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت   توسط آیدا  | 

مطالب قدیمی‌تر